|
19 آبان 1391برچسب:, :: 11:52 :: نويسنده : mojtaba
سلام بهونه قشنگ من برای زندگیم برای زندگیم آره بازم منم همون تونه ی همیشگی فدای مهر بو نیا ت چه می کونی با سر نو شت دلم برات تنگ شده بود این نامه را واست نوشتم حالا اگه منو بخای رنگ گلای قالیه جای نگاحت بد جوری تو صحنه چشمام خالیه ابرا همه پیش منند اینجا هوا پر از غمه از عضه هام هر چی بگم جون خود ت باز هم کمه دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار اسمون فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیش خودت برسون فدای تو نمی دونی بی توچه دردی کشید م بزار حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم رفتی منم تنها گذ اشتی با غصه های ز ندگی قسمت تو سفر شد قسمت من آوارگی نمی دونی دلم واست چقدر تنگ برای دیدنت برای مهربانو یهات نواز شات بوسی دیدنت به خاطر موندنگی همیشه چشم به راهت یه قلب تنها کبود هلاک یه نگاهت تو گو شه ی نگا هت من می دونم همین روزها عشق من از یادت می ره
برایم خبر می دن که بیا دوستت داره میمیره هی نشین غصه نخور رفته که رفته اگر دوستت داشت نمی رفت اون که رفته هی نشین چشم به راه رفته که رفته اگر عا شق بود نمی رفت اون که رفته بی خیا لش مگه چند سال صبروی بی خیا لش مگه چند سا ل میمو نی بی خیا لش اینا رسم روز گاره همشمون کار خداست حکمتی داره یاد حرفهای قشنگش می دونم مثل یک داغه اون دلت خیلی گرفته
اون که رفته دیگه رفته دیگه اون دوستت نداره دیگه دست برادر عز یزم برو سوی عشق تازه هیچ کسی نمی دونه توی دلت چی میگذره حرف هات اندازه کوه پر غروری که خیلی ساده اون که رفته د یگه رفته دیگه بر گشتی نداره اگر دوستت داشت نمی رفت حتی واسه ی یه لحظه هی نشین غصه نخور رفته که رفته اگر دوستت داشت نمی رفت اون که رفته هی نشین چشم به راه رفته که رفته اگر عا شق بود نمی رفت اون که رفته اگر عا شق بود نمی رفت اون که رفته بی خیا لش مگه چند سال صبروی بی خیا لش مگه چند سا ل میمو نی بی خیا لش اینا رسم روز گاره همشمون کار خداست حکمتی داره اون که رفته د یگه رفته دیگه بر گشتی نداره اگردوستت داشت نمی رفت حتی واسه ی یه لحظه
نظرات شما عزیزان: نرگس
![]() ساعت18:34---23 آذر 1391
سلام
![]()
![]() |